تبليغاتX
جسد

جسد

بی خیال بابا جسد که زنده نمی شه !

جدید

سلام دوستان ...

امیدوارم همتون خوب باشید . این همه محبت از سوی شما ... چه جوری جبرانش کنم ؟

گفته بودم که تو جسد ۳ می بینمتون ... اما چرا نیومدین ؟

فروغ و فرشته ی عزیز ... نه وبلاگی ... نه ایمیلی ... چه جوری آخه جوابتون رو بدم که می گین زود جواب بدم ؟ ممنونم از لطفتون ... تو جسد ۳ حتما" می بینمتون . منتظر همه ی شما عزیزان هستم .

اینم عکس جدید که دوستان خواسته بودن

و اما مسابقه ی جسد ... در جسد ۳ یه مسابقه ی جدید هست . حتما سر بزنید .

دوست دار همه ی شما : محمد رضا مظفری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 21:43  توسط محمد رضا مظفری  | 

بی نشون

سلام خوبای دنیا ...

سلامی به وسعت مهربونیتون . من مدیون همتونم که با بودنتون منو از تنهایی در آوردین .

سلامی به قشنگی یاش به سپیدی گلبرگ یاس .

هیجی نمی گم چون ناراحتم ... این پست آخرین پست وبلاگ جسد هست.

ما با هم خندیدیم ... با هم گوش به سخن جسد دادیم و با هم ازش درس گرفتیم . جسد و هیچ وقت فراموش نمی کنم ... جسد تنها یه وبلاگ نبود ... جسد پل ارتباط من با بهترین آدمای دنیا بود .جسد نوید دوستی بود . جسد و خیلی دوست دارم.

مطالب من در این وبلاگ تموم نشد اما دیگه نمی شه ادامش داد . خودتون خوب می دونید که تنها هدفم لبخند شما بود و بس ... .

از این به بد هم اشکان عزیز کمکم می کنه تو جسد ۳.

این آهنگی هم که داره پخش می شه رو از وبلاگ الهام آهویی الهام آهویی کش رفتم چون آهنگشو خیلی دوست دارم امید وارم الهام ناراحت نشه .

دوستان دیدار در جسد ۳ .التماس دعا ... با دل مهربونتون دعام کنین .ممنونم از همتون . دوستون دارم .

در پناه خدا

محمد رضا مظفری

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1384ساعت 12:41  توسط محمد رضا مظفری  | 

مژده ... جسد ۳

بزودی


::موزیک های MIDI بسیار زیبا برای دانلود ... کلیک کنید  

اینم از طرف طیبه sos که خیلی توپه http://babybaba3.freeblog.hu/files/howz_that.mht


عزیزان چند بار بگم وبلاگ من از بالا به پایین Update میشه ...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1384ساعت 11:10  توسط محمد رضا مظفری  | 

به نام بهترین دوست

< به نام بهترین دوست خدا >

  



جسد و دوستان ...

سر لوحه ی کار ما فقط صداقت است ... .

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1384ساعت 17:6  توسط محمد رضا مظفری  | 

بازگشت جسد و مسابقه

توجه

سلام دوستان ... .

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير شد

من برگشتم

محمد رضا مظفری

خیلی خوش حالم نمیدونم چرا این شکلی شدم ...شاید فقط موهام بلند شده


مسابقهء جسد!

سوال مسابقه :

اگه یه جسد بعد از ۱۰ ساعت زنده می شد اولین کاری که می کرد چی بود ؟

نظر بدید ...بهترین نظرات رو به اسم خودش اینجا مینویسم .

اولین نظر می رفت دستشویی ..! محمد رضا مظفری
دومین نظر اگه خر بود میرفت دوباره زن میگرفت.
اگه ترک بود 2 تا زنه دیگه میگرفت..
اگه اون جسد من بودم میرفتم یه نفرو؟؟؟ ماچ میکردم چون خیلی وقت بوده که بهم نرسیده بود.
اگه بازم من بودم میرفتم به شهر خوب(نکته انحرافی)
اگه آدم بود سرشو میزاره زمین و دوباره میکپه
طیبه.sos
سومین نظر سعی میکرد زندگیشو از نو بسازه به شکرانه نعمتی که خداوند دوباره بهش عطا کرده خاطره
چهارمین نظر اگه تو دستشویی مرده بود
می گفت : ااااااه اینجا کجاست؟... من کیم؟.... کی منو ریده....!!!(معذرت میخوام)
اگه توی اطاق خواب مرده باشه....
میگه : ...... ولش کن.......
هنگ
پنجمین نظر ((اگر جسدی بودم و دوباره زنده میشدم سخن كمتر ميگففتم.بيشترگوش ميسپردم.دوستانم را به شام دعوت ميكردم بي انكه نگران لكه هايي كه بر فرش افتاده يا مبلي كه رنگ و رويش رفته باشم.

اگر بار ديگر ميزيستم دوستت دارم هاي بيشتر و مرا ببخشيدهاي بيشتري ميگفتم.

اما از هر انچه گفتم مهمتر اگر بار ديگر زندگي مي كردم هر لحظه ان را در چنگ ميگرفتم به ان مينگريستم و ان را واقعا ميديدم.هر لحظه را زندگي ميكردم و هرگز ان را باز پس نميدادم.

بر سر چيزهاي كوچك تا اين حد بر افروخته نشو.نگران ان مباش كه چه كسي تو را دوست ندارد و چه كسي از تو مال بيشتري در اين دنيا دارد و يا ديگران چه ميكنند.بيا در عوض از انان كه دوستمان دارند لذت ببريم بيا تا به انچه خداوند به ما داده است بيانديشيم.بيا هر روز به انچه براي بهبود جسم و روان خود انجام ميدهيم فكر كنيم.زندگي كوتاه تر از ان است كه بگذاري از كنارت بگذرد.زندگي تنها يك لحظه با ماست و انگاه رفته است))
ترانه

ممنونم که شرکت کردید فعلا" رکورد دار ها در زیر نوشته شده اند ...حالا سوا از این که نظر می دید و سوال مسابقه رو جواب می دید ...در مورد بهترین نظر هم قضاوت کنید ... .


جایزشم خانم طیبه.sos تقبل کردن

طیبه خانم خییییییییییییییییییییییلی خوبی

جایزه دیوان حافظ به صورت text نوشته طیبه خانم


می تونید نظرات رو در قسمت زیر ببینید و قضاوت کنید .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 17:31  توسط محمد رضا مظفری  | 

حرفای جدید

مقایسه کنید ... .

۴ عادت در آقایون که هیچ وقت ترک نمی شه :

  1. چرت بعد از ظهر
  2. چایی بعد از شام
  3. اتو نکردن پیراهن و نشستن جوراب
  4. نگاه های زیر زیرکی یواشکی قایمکی

۴ عادت در خانوما که هیچ وقت ترک نمی شه :

  1. غیبت کردن در جمع های خصوصی و عمومی
  2. خرید لوازم آرایش مد روز (البته گرون ترین قیمتش)
  3. قر زدن سر آقایون به هر شکلی
  4. ....( بی خیال این یکیو ...کلم کنده می شه)


آموزش آشپزی

ترز تهیه ی خوروشت مارمولک

با سلام ... وای امروز می خوام یادتون بدم یه غظای معرکه درست کنید ... .من که خیلی دوست دارم ...

مواد لازم :

  • مقداری مارمولک ترو تازه به میزان کافی ( تعداد نفرات )

  • نمک به ۵ قاشق غذل خوری
  • تخم مرغ ۱۰ عدد
  • هویج خرد شده ۲۰ عدد
  • سبزی خرشتی ۲۵۰ گرم
  • رب گوجه فرهنگی ۲ قاشق ملاقه خوری
  • بال مگس برای تزعینات

خوب خانومای عزیز اولین کاری انجام میدیم پاک کردن مار مولک هستش ... .باید در اولین مرحله شکم مارمولک رو باز کنید.

سپس مهتویات شکم این جانور خوش مزه رو باید در بیاریم و پوست مارمولک رو می کنیم چون چربی زیادی داره و خوب نیست .

حالا موادی رو که از قبل تهیه کردیم رو در یک قابلامه ی آب جوش می زایم و طی ۱۰ دقیقه میزاریم خوب بپزه و سپس مارمولک های خورد شده رو به اون اظافه می کنیم .

سپس بعد از ۲۰ دقیقه اون رو از قابلامه در میاریم و با بال مگس تزعین می کنیم .

به به بخورید و نوش جان کنید ... من که خیلی دوست دارم امید وارم این غذای سزشار از کالوری رو با خانواده ی خود درست کرده و نوش جان کنید .

تا درس بعدی خدا نگه دار . 

محمد رضا مظفری 


معرفی بهترین غذا

------------------------------------------------------------

خوراک مار صغری

خوراک کرم ویتنامی با لیمو

انواع سالاد سوسک و حشرات

خوراک غورباقه ی گواتمالایی

اینم نمیگم سوپ چیه ...چون می دونم اگه بگم دیگه وبلاگم نمی یای

و اینم غذای مورد علاقه ی من و اشکان

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1384ساعت 9:43  توسط محمد رضا مظفری  | 

توضیحات

حالا چرا جسد ؟

می خواستم اولش یه وبلاگ درست کنم به اسم جنازه ...بعد دیدم لحنش تنده گفتم جسد بهتره .اولش قرار بود توشو پر کنم از عکس های خفن از جامعه ی خودمون .از بی بندو باری و فساد و از این چیزا که ببینید کنارمون چی میگزره .ولی بعد دیدم نه دلم نمیاد داشتم افسردگی می گرفتم .گفتم نه کار من نیست .بعد با خودم فکر کردم ...گفتم طنزش می کنم به خاطر دل خودمو شما ...که همیشه شاد باشه و سلامت و سر زنده ...به افتخار خودم ... 

من کوچیک همتونم ...بخندید که خنده ی شما آرزوی منه .


یاد داشت های ممل جسد

اوچولووووووووو ...قربون خودم

زندگی زیباست .مرگ پایان کبوتر نیست .تا شقایق هست زندگی باید کرد . 

لطفا" راجع به من بد فکر نکنید ... .من اصلا" این چیزی نیستم که شما فکر می کنید .مطالب این وبلاگ بعضی هاش واقعیت و بعضی هاشم شوخی ... .دل گیر نشین.

دخترای فضول و پسرای احمق ببینن

(  یالانان دخترا فقط به درد ۱ چیز می خورن ...اگه گفتی چی ؟ وام ازدواج    )

من دلم می خواد شما بخندی حالا چه دختر باشی چه پسر چه جسد

ما که از دست این زنا جسد شدیم .امید وارم شما نشید

درضمن وبلاگ من از بالا به پایین به روز می شه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1384ساعت 9:16  توسط محمد رضا مظفری  | 

خاطرات یک جسد

خاطرات یک جسد

نوشته ی محمد رضا مظفری

توجه : خواهش می کنم ازتون یا نخونین یا اگر می خونین کامل بخونین .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 17:15  توسط محمد رضا مظفری  | 

محمد رضا مظفری

  

زندگی زیباست ای زیبا پسند      زنده اندیشان به زیبایی رسند (نرگس عزیزم)

به نام آنکه خود صاحب عشق است و عشق می آفريند .

محمد رضا مظفری - متولد ۱۰ صبح روز ۳شنبه ۴/۹/۱۳۶۵ بيمارستان ايرانمهر تهران . وب سايت من رو ببينيد .

نام پدرم : منوچهر ... و مادرم : آذر ميدخت . اهل ديار قديم  .دیپلم کامپيوتر - زمينه ی فعاليت فعليم : تبليغات و طراحی ...از سال ۱۳۷۸ به يادگيری موسيقی پرداختم .با ساز تخصصی گيتار زير نظر استاد : شهروز خوردبين .فعاليت هنری : شرکت در کنسرت های موسيقی بعنوان نوازنده گيتار و جشنواره های گوناگون .ساز های : تمبک - دف - تمپو - و اکثر ساز های کوبه ای را هم ياد گرفتم .پدرم (منوچهر مظفری) استاد تمبک .من رو در اين زمينه ها ياری کرد .

 


عاشق صدای گيتار ...مخصوصا گيتار : پاکو د لوسيا 

من دیوونه ی این آدمم ...میمیرم براش عشقمه ! تنها کسیه که به من آرامش میده

Paco De Lucia

 و بابک امينی .يه زمانی ورزش می کردم ولی حالا ديگه وقتشو ندارم .دوستان زيادی ندارم .گيتارم تنها دوستيه که هميشه کنارمه .وقتی غمگينم صداش تسکينم می ده . وقتی شادم صداش شاديمو چند برابر می کنه .وقتی خسته از سر کار ميام صداش خستگيمو می گيره .خلاصه که به شما هم ميگم که زود تر يه دوست خوب شبيه اون پيدا کنيد .

ای ول ...تو این عکسم مو داشتم

زمينه کارم : گرافيک کامپيوتر ...صراحی وب سايت .طراحی انواع آرم . لوگو و کارت و بروشور و کاتالوگ.ساخت تبلیغات اینترنتی .فرم های خام ایمیل. اتوران و... همه چی طراحی ميکنم .

*عکس منو اینجا میتونید ببینید*

این عکس رو نوید گلم(پسر خواهرم) برام کشیده

Download

دريافت برنامه از سایت خودم (هدیه ی یومان)

يک برنامه ی خوب برای فرستادن صورتک های مخفی  ياهو! مسنجر .

يک برنامه ی توپ برای آنلاين شدن با چند تا ياهو! مسنجر .


وبلاگ دوم من

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 17:14  توسط محمد رضا مظفری  | 

علی عظیمی

علی عضیمزی ( عظیمی )

من روهام ( علی عظیمی ) هستم .متولد ۲۵/۱۲/۱۳۶۵ ساعت ۲۷/۱۰ دقیقه صبح بیمارستان قدس اراک .نام پدرم حجت و نام مادرم فاطیما آقاباقری .پدر فوق دیپلم تربیت بدنی و مادر لیسانس علوم تجربی .خودم هم در رشته ی ریاضی فیزیک واسه کنکور می جنگم .دوست دارم اگه خدا یاری کنه دانشگاه فیزیک اتمی بخونم .دیوونه و روانی آلبرت انیشتین هستم .زمینه ی تخصصم : هرچی دلتون بخواد ...از تراشیدن مداد گرفته تااااااااا تعمیرات جت و هواپیما .اما تخصص کاریم : ورزش و کامپیوتر .ورزش رو از سال ۱۳۷۲ باشگاه شاهین رشته ی فول کنتاک شروع کردم اما متاسفانه ...به خاطره بیماری های مختلف مثل عریون و ...مثل آدمای آنلاین هی DC شدمو نمی تونستم مستمر باشگاه برم تا اینکه در سال ۱۳۷۸ پیش محمود عزیزی و حمید رحیمی سلاح سرد رو شروع کردم .تا الان که جسدی بیش نیستم .در زمینه ی کامپیوتر - گرافیک از Paint گرفته تاااااااا Index Page و 3D max فعالیت می کنم .گیتار هم خیلی دوست دارم اما چون ممد رضا جسد استاد منه ...خجالت می کشم در موردش حرف بزنم .

چیز میز زیاد دارم بگم براتون اما خداییش حالشو ندارم .بهترین دوستمم اول یه قبله بود و اوس کریم که هیشکی مثل اون تا حالا حرفامو گوش نداده ...بدشم بابام که بهترین راهنمام بوده و صد البته مامانم که سنگ صبورم بوده در هر لحظه زندگیم .

جسدی که از صاحب عشق و عشق آفرین ...عشق طلب می کرد . روهام ( علی عظیمی )

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 17:13  توسط محمد رضا مظفری  | 

اشکان ماهرویی

اشکون ماهرویی ( اشکان )

اشکان ماهرویی .متولد : ۵/۲ بامداد شنبه ۲۳ آبان سال ۱۳۶۶ در اراک .نام پدر علی رضا ...دیپلم ریاضی . پیش دانشگاهی رشته ی هنر .زمینه ی فعالیتم طراحی و نقاشی سبک های رئالیسم و سور رئالیسم رمانتیسیسم . از انفوان کودکی نقاشی می کردم .از سال ۱۳۷۸ زیر نظر استاد اکبری مشغول به نقاشی شدم .سپس زیر نظر استاد مظاهر آذرپی مشغول به کار شدم .الان هم برای کنکور هنر می خونم .روانی نقاشی های عهد رنسانس و باروک .عاشق کارهای سالوادرا دالی ...با علم کامپیوتر زیاد حال نمیکنم .هرچی هم بلدم از ممد جسد بلدم .با ساز های زهی هم زیاد نمی حالم ...مثل ممد جسد و روهام جسد .اما با درام خیلییییییییییی حال می کنم از اونجا که پول ندارم و جسدی فقیر بیش نیستم که درام بخرم ولی باهاش حال می کنم .تو دنیا فقط خدا رو دارم .البته قبلا" بعد از خدا یکی دیگه رو هم داشتم ...دردودل زیاد دارم اما دیگه وبلاگ جا نداره .

خدا پشت و پناه همه ی اجساد .


این هم جسدی که بعد از ۱۰ ساعت زنده می شه

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 17:13  توسط محمد رضا مظفری  | 

جسدی میان زمین و آسمان

فال عشق

اگه عاشق کسی هستی دست چپتو بزار رو قلبتو اسمشو بگو و روی دکمه ی جواب کلیک کن تا بفهمی دوست داره یا نه .

جالبه امتحان کن


هدف از تشکیل وب لاگ :

تیم ۳ نفره جسد متشکل از افراد با تجربه در زمینه های بی مزگی .بی تربیتی .شوخی و ... در تریپهای : یخ .زرد .بولواری .خفن جات و ...در حال کار می باشند .

آشنایی من ( محمد رضا جسد ) با اشکان جسد بر می گرده به سال ۱۳۸۰ در دبیرستان ( اسمشو یادم نیست به خدا ) و آشنایی ما ۲ جسد با روهام جسد ( علی ) بر میگرده به سال ۱۳۸۱ یا ۱۳۸۲ یادم نیست دقیقا .

این وبلاگ قصت دارد در ظمینه حای فوغ تجربیات ۳ جسد با تجربه رو در معرض دید شما قرار بده .لاضم به ذکر است که قلط های املایی در تایپ این مطون به منضور باهالی وبلاگ می باشد .

معرفی ایده های ما در وبلاگ بخش اثاثی این منذور است .


نخستين روز بعد از ازدواجم
زنم زد لنگه كفشي برملاجم
به پيش مادرش چندي مرا برد
هنرها ديدم از مادر زن خود
دگر استاد گشتم توي هرفن
شده هر كارسختي ويژه‌ي من
كشم جارو به جاي همسر خويش
بشويم رخت‌هاي دختر خويش
غذا پختن بود برعهده‌ي من
چو سفره پهن شد آن را خورد زن
وايضاً شستن ظرف و ظروفات
كه آن هم باشد از شرط و شروطات
به فن بچه‌داري هستم استاد
ز بس تعويض كردم شورت نوزاد
به ظاهر او زن و من شوهر او
به باطن چاكري چون نوكر او
كنون با اين كه شغلم خانه‌داريست
و باشد نمره كارايي‌ام بيست
نباشد همسرم از بنده راضي
كند تهديد مخلص را به قاضي

بر گرفته از http://boyz-v-girlz.blogfa.com


محمد رضا جسد :

تجربیات من در چند ثال زندگیم :

  • اولین تجربم این که هیچ دوستی مثل خدا نیست ... .فقط اونه که تو رو درک می کنه و همه ی حرفاتو میشنوه .
  • دوم اینکه تو زندگیت به دشمن ( مرد ) میتونی اعتماد کنی ...اما به زنا هرگز .
  • سوم اینکه اونی که با زبونش می گه دوست داره ! دوروغ می گه ولی اونی که به خاطر تو از خودش میگزه .......واقعا دوست داره .
  • چهارم اینکه اکه نمی تونیم زندگیمونو تغییر بدیم ...ولی می تونیم نگاهمونو به زندگی عوض کنیم .
  • پنجم اینکه به هیچ دختری اعتماد نکنید ( بدون توضیحات اضافی )
  • شیشم اینکه به چیزایی که دل دارن دل نبند .
  • و اما عشق ...

عشق - دوستی ...محبت وهزار تا واژه مثل اينا ...همش رو می شه در وجود خدای مهربون پيدا کرد .همون خدايی که تو رو برای من .و من رو برای تو آفريده .همون خدايی که بی دليل دوست داشتن رو يادت می ده .نمی خوام راجع به کسی حرف بزنم که تو بهتر از من می شناسيش .فقط می خوام بگم که اگر عشقی هست در وجود خداست که مفهوم واقعی پيدا می کنه .من که هنوز قادر به درک اين واژه نيستم .چيزی رو که نمی تونی ببينی .عاشقش باشی ...بله اين روح ماست که از خداست و حس عاشق بودن رو به خدا حقيقت می بخشه... .


لینک دوستان 
رسپینا رضا
چه عاقلند کسانی که در عشق احمقند!!! طیبه و sos
دلسوخته قلب یخی
یک نگاه تازه ستاره
نزار تنها بمونم ستاره
جملات الهام بخش مهرزاده
رازهای نهان و زیبای زندگی نوشین
فانوسک خاموش ساناز
کوه یخی گلناز
کلبه تنهایی و غم مریم مریم

ممنونم از این که محبت کردید و جسد رو لینک کردید .

آدرس لوگوی من


تبلیغات

   یک وب سایت جالب حتما" ببینید .


   وب سایت سهراب سپهری ...بسیار زیباست .


 ثبت دامین و وب هاستینگ ( نماینده در ایران: یومان ) .

 وب سایت ۱۱۸ ایران .


 راه زندگی ...تست خود شناسی .


دوستون دارم.همه ی این مطالب واسه اینه که بخونید و کمی لبخند بزنید...اونوقت من به مقصودم می رسم. بخندید که خنده ی شما آرزوی منه

حامی : یومان  "به طراحی: محمد رضا مظفری"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 10:11  توسط محمد رضا مظفری  |